سرنوشت متفاوت خبرنگاران دادگاه هویدا

:: سرنوشت متفاوت خبرنگاران دادگاه هویدا

متن کامل کیفرخواست و اتهامات امیر عباس هویدا

نیمه شب ۲۳ اسفند ۱۳۵۷ تازه آغاز شده بود که او را با دستان بسته احضار کردند: «بنا به حکم قاضی دادگاه انقلاب شما برای پاسخ دادن به اتهامات خود باید در این دادگاه حاضر شوید.»
"تاریخ ایرانی" با این مقدمه نوشت: درست یک ماه از پیروزی انقلاب گذشته بود و حالا امیرعباس هویدا، مردی که ۱۳ سال به عنوان فرد دوم کشور بر مسند امور بود، با لباسی نامرتب در حالی که هنوز گیج از خواب بود و عینک تازه‌ای که دکترش روز قبل آورده بود را به چشم زده بود، به دادگاه آوردند. هویدا با آنکه پایان این راه را می‌دانست اما فکر نمی‌کرد در کمتر از یک ماه در مقابل جوخه اعدام قرار بگیرد و به جای بسیار از کسانی که در مقابل عدل انقلابی قرار گرفتند با شلیک چند گلوله به تاریخ بپیوندد.

در روزشمار تقویم تاریخ انقلاب زیر تاریخ ۲۳ اسفند ۵۷ آغاز دادگاه امیرعباس هویدا نوشته شده است؛ دادگاهی که به گفته قاضی مشهور آن دادگاهی انقلابی بود و برخلاف رویه بسیاری از دادگاه‌ها هیچ سیستم حقوقی مرسومی در آن روزگار رعایت نمی‌شد.هویدا نخستین کسی نبود که از سران رژیم پهلوی در مقابل دادگاه انقلاب..

منبع : گروه تاریخ مرندسرنوشت متفاوت خبرنگاران دادگاه هویدا
برچسب ها : دادگاه ,هویدا ,تاریخ ,انقلاب ,مقابل ,دادگاه انقلاب

قبر عجیب زن ثروتمند ایرانی!/تصاویر

:: قبر عجیب زن ثروتمند ایرانی!/تصاویر

قبر عجیب زن ثروتمند ایرانی!

گور زن ثروتمند 4600 ساله پس از ١١٠٠ گورِ کاوش شده در بزرگترین قبرستان پیش از اسلام در ایران، باستان‌شناسان رکورد کاوش‌های خود را با کشف جسد زنی متمول به همراه ١١٢ شیء به قدمت ٤٦٠٠ سال ثبت کردند.

به گزارش «نماینده»، در تاریخ کاوش‌های گورستان شهر سوخته در شرق ایران، این دومین‌بار است که گوری با ١١٢ شیء کشف می‌شود. در سال ١٣٧٦ کاوشگران به قبر اسکلت مردی حدودا ٣٢ ساله به همراه فرزند ١٠ ساله‌اش می‌رسند که در کنارشان ١١٢ شیء دفن شده است، جز این اطلاعات علمی دیگری از آن گور در دسترس نیست، DNA این اسکلت‌ها برای تحقیقات بیشتر گرفته شده است.اکنون یک‌بار دیگر در پایان فصل پانزدهم کاوش‌های شهر سوخته گوری با همین تعداد اثر کشف شد که تنوع آنها باعث شده باستان‌شناسان آن را رکوردی تازه و کشفی عجیب بنامند.

گور یافته شده از نوع سردابه‌ای است که به افرادی ثروتمند در ۵۰۰۰ سال پیش تعلق داشته است.

 منصور سیدسجادی، سرپرست کاوش‌های شهر سوخته می‌گوید: سه نوع قبر در تمدن شهر سوخته رایج بوده، چاله‌هایی ساده، گودال‌های دو قسمتی و سردابه‌ای‌ها که رسیدن به آن‌ها با توجه به استحکام سازه و ماسه‌ای بودن خاک منطقه، زمان، انرژی و هزینه زیادی صرف می‌کند.

 رسیدن به سطحی که اسکلت و اشیاء نذری دفن شده‌اند گاه تا یک ماه زمان می‌برد. سجادی می‌گوید: در این فصل از کاوش گورستان شهر سوخته موفق شدند فقط دو گور سردابه‌ای که مسقف هستند را پیدا کنند. بیشتر قبرها چاله‌ای و یا دو قسمتی هستند. این گور پس از کاوش در اختیار باستان‌شناسان و پزشک ژنتیک برای نمونه‌برداری، تهیه نقشه و عکس قرار می‌گیرد، محل قرارگیری اشیاء باید به دقت در نقشه مشخص شود، چرا که ارتباط آن‌ها با یکدیگر برای تفسیر و تعبیرهای بعدی مهم است.


گور زن ثروتمند ۴۶۰۰ ساله

 

تیم کاوشگر همراه سیدسجادی از هیچ ذره‌ای نمی‌گذرند، آن‌ها خاک را به توبره می‌کشند، حتی خاک درون ظرف‌ها دور ریخته نمی‌شود، نمونه‌های ارگانیک جمع‌آوری و بعد از طبقه‌بندی در اختیار متخصصان قرار می‌گیرد. سپس مطالعات پالئوپارازیتولوژی یا کرم‌شناسی باستانی انجام می‌شود تا به بیماری‌های رایج در آن دوره دست یابند. براساس همین آزمایش‌ها بوده که تا کنون دریافته‌اند امراض پوستی رایج‌ترین نوع بیماری در تمدن ۵ هزار ساله‌ی شهر سوخته بوده است. جز خوردگیِ شمار زیادی از اسکلت‌ها در میان گورهای شهر سوخته که ۲۵ هکتار از محوطه ۱۵۱ هکتاری این شهر را به خود اختصاص داده، کودک زیر دو سال و نوزاد به خاک سپرده شده زیاد کشف شده است.

 سیدسجادی معتقد است، مطالعات کرم‌شناسی باستانی ما را به یافته‌های جدیدی درباره این اجساد می‌رساند. او می‌گوید: خاک جمع شده در ناحیه شکم و لگن اسکلت‌های کاوش شده به دانشگاه بهداشت برای مطالعه تحویل داده می‌شود، اما ممکن است پروسه نتیجه‌گیری آن سه سال طول بکشد. سرپرست کاوش شهر سوخته تخمین می‌زند قدمت گور تازه کشف شده به ۲۶۰۰ پیش از میلاد یعنی حدود ۴۶۰۰ سال پیش برسد.

 بنابر گمانه‌های اولیه پزشک ژنتیک که بر سر گور حاضر شده، اسکلت مربوط به زنی حدودا ۴۰ ساله با ۱۵۵ سانتی‌متر قد است که البته برای یقین بیشتر از لگن آن نمونه‌برداری می‌کند. در کنار اسکلت ظرفی شبیه سرمه‌دان، خمره‌های رنگین و تکه‌هایی شبیه پارچه پیدا شده است. ماندگاری پارچه از ۵ هزار سال پیش تاکنون شگفت‌انگیز است که سیدسجادی علت آن را وجود نمک و املاح زیاد در خاک محوطه شهر سوخته می‌داند. می‌گوید: اطلاعات ما از کاوش‌های این منطقه نشان می‌دهد در آن دوره تعدادی از اجساد را عریان، برخی را با کفن و تعداد دیگری را با لباس دفن کرده‌اند. آن‌ها چند سال پیش اسکلت زنی را در همین گورستان شهر سوخته یافته‌اند که لباسی منجوق‌دوزی شده به تن داشته است.

 پیش از استقرار کاوشگران ایرانی، ۲۲۰ قبر توسط تیم ایتالیایی کشف شده است، گروه ایرانی نیز حدود ۹۰۰ قبر را کاوش کرده‌اند که سیدسجادی می‌گوید: «از میان حدود ۱۱۰۰ گور کشف شده بیش از ۷۰ درصد اجساد کفن داشته‌اند». این کشفی مهم محسوب می‌شود، آن‌هم در شرایطی که گفته می‌شود دفن اجساد با کفن صرفا بعد از اسلام اتفاق افتاده است.


سفال بمپور در گور تازه کشف‌شده

 نشانه متمول بودن اسکلت بانوی کشف شده فقط منحصر به تعداد اشیاء همراه آن نیست، بلکه وجود اشیاء عجیبی است که از سرزمین‌های دور آمده. همراه بانوی ۴۶۰۰ ساله جام‌هایی سفالین از تمدنی در جنوب قندهار و ابتدای رود هیرمند در افغانستان و همچنین گلدانی با نقش برجسته که به احتمال زیاد از منطقه «بمپور» در جنوب سیستان و بلوچستان آمده، دفن شده است.

 به اعتقاد سیدسجادی، عجیب بودن این گور از آن منظر است که ظروف مختلف و متنوعی که تیپیک شهر سوخته نیست همراه این اسکلت دفن شده‌ است. او می‌گوید: مخلوط بودن اشیاء اتفاق طبیعی نیست که همیشه در قبرها با آن مواجه شویم، در بسیاری از آن‌ها اشیاء وضعیت کاملا روشنی دارند. برای مشخص شدن تاریخ دقیق اشیاء، ظروف سفالی شسته و شناسنامه هر یک نصب می‌شود، شیء بدون شناسنامه از نظر باستان‌شناسان بی‌هویت است، حتی اگر زیبا و خاص باشد. هر اثر برای نتیجه‌گیری دقیق ۱۷ مرحله مستندنگاری را پشت سر می‌گذارد. گور پس از کاوش و انتقال اشیاء به آزمایشگاه، دوباره با خاک پوشانده می‌شود، سیدسجادی تاکید می‌کند که گور با وضعیت کشف شده نباید رها شود، وگرنه از گزند قاچاقچیان در امان نمی‌ماند، هر چند او می‌گوید؛ شهر سوخته هیچ وقت گرفتار پدیده قاچاق نشده است، چون اشیاء یافته شده بیشتر سفال است برای قاچاقچی‌ها چندان جذاب نیست.

 

گورستان شهر سوخته با ۲۵ هکتار که تخمین زده شده دارای ۳۵ تا ۴۰ هزار قبر با ۶۰ هزار اسکلت باشد، به اعتقاد سیدسجادی، بزرگترین گورستان تاریخ پیش از اسلام در ایران باستان به شمار می‌آید.

 در این گورستان اسکلتی با بیش از ۶۰ سال سن تا کنون یافت نشده است. برخی گورها انفرادی و بعضی دیگر دارای اجساد بیشتری بوده‌اند. کاوشگران در شهر سوخته حتی مِهر مادری مدفون شده را نیز کشف کرده‌اند، اسکلت مادری که فرزندش را در میان بازوان‌اش حفظ کرده بود.

 سیدسجادی که نزدیک به ۴۰ سال است در کاوش‌های شهر سوخته نقش دارد، براساس یافته‌هایی از گورستان این تمدن معتقد است؛ نور نقش مهمی در آن زمان داشته است. دلیل این ادعا، نحوه‌ی خاکسپاری اجساد است. گورهای سردابه‌ای معمولا در جهت طلوع و غروب خورشید باز می‌شدند و چشم جسد دفن شده در آن سردابه معمولا به سمت در و منتهی به نور بود.

 آن‌ها اجسادی را یافته‌اند که صورت‌هایشان رو به زمین بوده است، گمان بر این است که آن جسد در شب به خاک سپرده شده است. درباره اجسادی هم که طاق باز دفن شده‌اند معتقدند، زمان خاکسپاری در روز روشن و یا هنگام ظهر بوده است. در بسیاری از گورها، عودسوزهای آیینه‌داری یافته شده که فرضیه اعتقاد مردمان شهر سوخته به نور و یا آتش را نزدیک به یقین می‌کند.

گور زن ثروتمند ۴۶۰۰ ساله

عودسوز آیینه‌دار منحصربه‌فرد


ظروف تیپیک شهر سوخته

منبع : گروه تاریخ مرندقبر عجیب زن ثروتمند ایرانی!/تصاویر
برچسب ها : سوخته ,اسکلت ,اشیاء ,گورستان ,کاوش ,است، ,۴۶۰۰ ساله ,کرم‌شناسی باستانی ,اعتقاد سیدسجادی، ,ثروتمند ۴۶۰۰ ,پزشک ژنتیک

اشرف پهلوی و تاثیر سرنوشت‌ساز یک کروموزوم ایگرگ

:: اشرف پهلوی و تاثیر سرنوشت‌ساز یک کروموزوم ایگرگ
 

 

اشرف پهلوی و تاثیر سرنوشت‌ساز یک کروموزوم ایگرگ

اشرف پهلوی خواهر شاه مخلوع ایران در سن 96سالگی درگذشت.

سال ۲۰۰۹ وقتی برای اولین بار به آکسفورد رفتم در میان فضایی که یادآور داستان‌های هری پاتر بود، اسم فردوسی بر روی کتابخانه کالج وادهام نگاهم را گرفت. میزبانم یادآوری کرد که روزگاری اسم این کتابخانه، اشرف پهلوی بوده اما بعد از انقلاب اسلامی که مجسمه‌های بسیاری در ایران سقوط کردند و نام خیابان‌های بسیاری تغییر کرد، در این نقطه از بریتانیا هم نام اشرف پهلوی از سر در کتابخانه‌ این کالج برداشته شد و فردوسی جایش را گرفت.

این کتابخانه در سال ۱۹۷۰ با کمک مالی اشرف پهلوی برای بسط و گسترش زبان و ادبیات فارسی و ایجاد آرشیوی از آثار ادبی این زبان، بنیان گذاشته شده بود و همان سال‌ها هم کالج وادهام به خاطر دریافت این "پول آلوده" هدف انتقاد‌ها قرار داشت.

رابرت گراهام نویسنده کتاب "ایران: توهم قدرت" مبلغ این کمک را ۲۵۰ هزار پوند عنوان کرده است.پرویز راجی، سفیر ایران در لندن که اشرف پهلوی را در دیدارش از آکسفورد همراهی کرده از حضور دانشجویانی نوشته است که هنگام حضور او برای بازدید از طرح ساخت کتابخانه به سوی اتومبیلش تخم مرغ پرت کرده‌اند و علیه‌اش شعار داده‌اند.من تا وقتی به آکسفورد سفر نکرده بودم....

منبع : گروه تاریخ مرنداشرف پهلوی و تاثیر سرنوشت‌ساز یک کروموزوم ایگرگ
برچسب ها : اشرف ,پهلوی ,کالج ,آکسفورد ,کتابخانه ,اشرف پهلوی ,کالج وادهام ,پهلوی خواهر ,کروموزوم ایگرگ ,تاثیر سرنوشت‌ساز ,اشرف پهلوی خواهر

درگذشت هما ناطق؛ یک دنیا شور برای شناخت تاریخ

:: درگذشت هما ناطق؛ یک دنیا شور برای شناخت تاریخ

درگذشت هما ناطق؛ یک دنیا شور برای شناخت تاریخ

ریزه نقش بود و فرز، تندتند می‌گفت و خنده‌های مدام - گاه به حرف‌های خود - دندان‌های ریز دخترانه‌اش را آشکار می‌کرد. این تصویری است که از هما ناطق در آخرهای دهه چهل دارم. روی پله‌های دانشکده ادبیات دانشگاه تهران ایستاده با بیست نفری از شاگردانش، از همه آن‌ها پرشورتر و انقلابی ترست. و داشتن استادی چنین برای دانشجویان تاریخ فرصت مغتنمی است و قدرش را می‌دانستند. گرچه روزگار قدر این همه ندانست.

روز اول ژانویه سال نو هما ناطق بعد از مدتی بیماری و انزوا جهان را وداع گفت. شاگردانش به یاد می‌آورند زنی را که عاشق و مشتاق تاریخ و ادب ایران بود و اقیانوس خلوص. اما کسی چه می‌داند که وی در سر کدام چهارراه سرنوشت با دکتر ناصر پاکدامن محقق و دانش پژوه آشنا شد و زندگی مشترک ساختند، و در کدام قرار ثمربخش با دکتر فریدون آدمیت همکار شد و از...............................

منبع : گروه تاریخ مرنددرگذشت هما ناطق؛ یک دنیا شور برای شناخت تاریخ
برچسب ها : تاریخ ,شناخت تاریخ ,برای شناخت ,برای شناخت تاریخ

مروری بر زندگینامه میرزا محمدتقی خان امیرکبیر

:: مروری بر زندگینامه میرزا محمدتقی خان امیرکبیر

 

مروری بر زندگینامه میرزا محمدتقی خان امیرکبیر

به مناسبت 20 دی ماه سالروز قتل امیر کبیر(ره)

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

“میرزا محمد تقی‌خان فراهانی”مشهور به امیرکبیر، یکی از صدراعظم‌های ایران در زمان ناصرالدین‌شاه قاجار بود. امیرکبیر همسر عزت‌الدوله، خواهر ناصرالدین‌شاه قاجار، پدر تاج‌الملوک همسر مظفرالدین‌شاه قاجار و پدربزرگ محمدعلی‌شاه، ششمین پادشاه از دودمان قاجار بود.

اصلاحات امیرکبیر اندکی پس از رسیدن وی به صدارت آغاز گشت و تا پایان صدارت کوتاه او دنبال شد. مدت صدارت امیرکبیر ۳۹ ماه (سه سال و سه ماه) بود. وی بنیان‌گذار دارُالفُنون بود که برای آموزش دانش و فناوری‌های نو به فرمان او در تهران پایه‌گذاری شد. هم‌چنین انتشار روزنامهٔ وقایع اتفاقیه از جمله کارهای وی به‌شمار می‌آید. امیرکبیر پس از این که با دسیسهٔ اطرافیان شاه از جایگاه خود برکنار و به کاشان تبعید شد، در حمام فین به دستور ناصرالدین‌شاه و توسط حاجب‌الدوله به قتل رسید. پیکر وی در شهر کربلا به خاک سپرده شده ‌است.

میرزا محمدتقی خان امیرکرزاتقی خان طی سالهای آتی بیش‌از‌پیش در انجام امور دیوانی و غیره لیاقت و شایستگی نشان داد و در اواخر دوران سلطنت فتحعلی‌شاه در دستگاه محمدخان زنگنه امیرنظام و پیشکار آذربایجان وارد خدمت شد. چند سال بعد و در ۱۲۵۳ قمری میرزا محمدتقی وزیر نظام آذربایجان گردید. میرزا محمدتقی که اینک به امیرنظام ملقب شده بود در ۱۶ شوال ۱۲۵۳ به همراه ناصرالدین میرزا ولیعهد عازم روسیه شد و در ارمنستان (ایروان) با نیکلای اول تزار روسیه ملاقات کرد. از مهمترین مأموریتهای سیاسی امیرنظام در دوران سلطنت محمد شاه ریاست نمایندگی دولت ایران در کمیسیون صلح ارزنة‌الروم بود که به عنوان “وکیل تام الاختیار” ایران در ماه صفر ۱۲۵۹ آغاز شد و به‌رغم تمام مشکلاتی که بروز کرد پس ‌از چهار سال که از اقامت امیرکبیر در عثمانی سپری می‌شد قرارداد صلح مطلوبی با عثمانی به امضا رسید. پس از عقد قرارداد صلح در ۱۶ جمادی الثانی ۱۲۶۳ امیرنظام سخت مورد تشویق و تفقد محمدشاه قرار گرفت. امیرنظام که از سالها قبل با ناصرالدین میرزا الفت و نزدیکی پیدا کرده بود پس از فوت محمدشاه مقتدرانه مقدمات و اسباب بر تخت نشستن ناصرالدین شاه را فراهم آورد و در ۱۴ شوال ۱۲۶۴ سلطنت ناصرالدین شاه را اعلام کرد.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

امیرنظام که با آغاز سلطنت ناصرالدین شاه منصب صدراعظمی یافته بود در ۲۲ ذیقعده ۱۲۶۴ علاوه بر لقب امیرنظامی به القاب امیرکبیر اتابک اعظم نیز مفتخر شد. امیرکبیر مدت کوتاهی پس از صدارت اصلاحات سیاسی، امنیتی، مالی، اقتصادی و فرهنگی اش را آغاز کرد و در این میان ایجاد امنیت و پایان دادن به شورشها و یاغی گریها و نیز اصلاحات مالی و جلوگیری از اجحافات پیدا و پنهان صاحبان قدرت و نفوذ را در اولویت برنامه های خود قرار داد و مدت کوتاهی پس از صدارت نشان داد که قصد دارد از نفوذ و دخالت بیگانگان (روس و انگلیس) در امور مختلف کشور بکاهد.

از جمله اقدامات مهم امیرکبیر پایان دادن و سرکوب شورش محمدحسن خان سالار فرزند اللهیارخان آصف الدوله در خراسان (در نوروز ۱۲۶۶ ق) بود. در همان حال امیرکبیر ضمن نظم بخشیدن بر امور دستگاه سلطنت و حکومت و کنترلی که بر اعمال و رفتار دیوانیان، شاهزادگان، خاندان سلطنت، رجال و صاحبان قدرت و غیره اعمال می‌کرد اصلاحات گسترده ای در امور اداری کشور به عمل آورد و با ریشه‌کن کردن بسیاری از مفاسد اداری و مالی در اداره امور کشور نظمی نو پدید آورد؛ بگذریم از این که اقدامات اصلاحی امیرکبیر برخی از مهمترین دیوانیان و صاحبان نفوذ و قدرت را با او دشمن کرد. از دیگر اصلاحات امیرکبیر بازسازی ارتش و قشون و پایه‌گذاری نظمی نو در نیروی نظامی کشور بود. آگاهان و ناظران امور در همان روزگار از سازمان نظامی جدیدی که امیرکبیر پایه گذاری کرد سخت تمجید و تحسین می‌کنند. از دیگر اقدامات امیرکبیر ایجاد چاپارخانه، تذکره خانه (اداره گذرنامه)، بنای بازار و تیمچه و سرای امیر در تهران، تأسیس سازمان اطلاعاتی – جاسوسی و خبررسانی و خفیه‌نویسی بود که در دوران صدارت او بسیار کارآمد عمل می‌کرد. امیرکبیر همچنین تلاشهای بسیاری برای اصلاحات قضایی و به تبع آن از میان برداشتن رسم بست‌نشینی انجام داد که در موارد بسیار، روندی انحراف‌‌آمیز یافته بود.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

از مهمترین اقدامات امیرکبیر تأسیس دارالفنون بود که پس از تلاشهای بسیار در ۵ ربیع‌الاول ۱۲۶۸و فقط ۱۳ روز قبل از قتل امیرکبیر افتتاح شد. امیرکبیر در همان دوران کوتاه صدارت (۱۲۶۴─ ۱۲۶۸ قمری) گامهای استواری برای توسعه اقتصادی و صنعتی کشور و نیز رشد اقتصاد تجاری کشور برداشت و برای مثبت شدن تراز بازرگانی خارجی ایران تلاشهای فراوانی انجام داد. انتشار روزنامه وقایع‌اتفاقیه، تلاش برای ترجمه و انتشار کتب از دیگر اقدامات امیرکبیر بود. امیرکبیر که خود فردی مذهبی بود در ارتقاء شأن و منزلت علما و روحانیون کوشید. به‌ویژه نقش برجسته امیرکبیر در سرکوب شورش باب و از میان برداشتن فتنه ‌بابیه که با محاکمه و اعدام سید علی‌محمدباب به‌پایان رسید، روابط امیرکبیر و علمای دینی را بیش‌از‌پیش تحکیم بخشید. وطن‌دوستی و مخالفت شدید امیرکبیر با نفوذ کشورهای خارجی در ایران، تلاش برای برقراری عدالت و امنیت، جلوگیری از شکنجه و آزار متهمان و مجرمان، جلوگیری از پناهندگی جنایتکاران و مجرمین سیاسی و غیره در سفارتخانه‌های خارجی و تلاش برای قطع ارتباط جاسوسی – اطلاعاتی اتباع داخلی برای نمایندگان خارجی از دیگر اقدامات اصلاح گرانه امیرکبیر در طول دوران کوتاه (چهار ساله) صدارت بود.

امیرکبیر که از همان آغاز صدارت سخت مورد حمایت و اعتماد ناصرالدین شاه قرار گرفته بود در روز جمعه ۲۲ ربیع‌الاول ۱۲۶۵ با ملک‌زاده خانم عزت‌الدوله خواهر تنی شاه ازدواج کرد. امیرکبیر دو بار ازدواج کرد. ازدواج اول وی با “جان‌جان خانم” دختر حاج شهبازخان (عموی امیرکبیر) بود. به نوشته دکتر پولاک، امیر در زمان صدارت خود از این زن جدا شده و “جان جان خانم” حدود سال ۱۲۴۸ در آذربایجان درگذشت. دومین همسر امیر، یگانه خواهر تنی ناصرالدین‌شاه بود که “ملک‌زاده خانم” نام داشت و به عزت‌الدوله ملقب بود که در ۲۶ بهمن ۱۲۲۷ (۲۲ ربیع‌الاول ۱۲۶۵ قمری) با وی ازدواج کرد. او دختر محمد شاه و مهد علیا بود. او در شانزده سالگی به عقد ازدواج امیر در آمد. امیر در این هنگام حدود چهل و سه ساله بوده است. این ازدواج ظاهراً به خواست و اشاره ناصرالدین شاه صورت گرفته است. این معنا از نامه‌ای که امیر به پادشاه نوشته است بر می‌آید: از اول بر خود قبله عالم معلوم است که نمی‌خواستم در این شهر صاحب خانه و عیان شوم. بعد، به حکم همایون و برای پیشرفت خدمت شما، این عمل را اقدام کردم.

تلاشهای اصلاحگرانه امیرکبیر مدتی طولانی تداوم نیافت و در حالی که سیاست خارجی مستقل امیرکبیر و تلاشهای جدی او برای قطع نفوذ و دخالت روس و انگلیس می‌رفت تا طلیعه آغاز عصر نوینی در کشور شود، توطئه‌های نمایندگان سیاسی این دو کشور و همگامی بدخواهان پیدا و پنهان داخلی امیرکبیر با سیاست بیگانگان به‌تدریج موجبات رنجش و سپس نومیدی و خشم ناصرالدین شاه را از او فراهم آورده از صدارت اعظمی و دیگر مشاغل اداری و نظامی‌اش معزول کرده و به شهر کاشان تبعید کرد. بدین ترتیب با دسیسه بیگانگان و همدستی و خیانت گروهی از عوامل اثرگذار داخلی، ناصرالدین شاه، حاجی علی مراغه ای (حاجب‌الدوله) را مأمور قتل امیرکبیر کرد.

میرزا محمدتقی خان امیرکبیر، این لایق‌ترین صدراعظم ایران در محرم ۱۲۶۸ از مقام صدارت عظمی عزل شد و در شب شنبه 20 دی 1230 (163 سال پیش) به دستور ناصرالدین‌شاه و توسط حاجب‌الدوله در حمام فین کاشان به قتل رسید. برکناری از صدارت و قتل ناجوانمردانه او چیزی نبود جز از بین بردن ریشه های ترقی خواهی و نگرش مثبتی که امیرکبیر برای ایران داشت اما خیلی ها چشم دیدنش را نداشتند. میرزا محمدتقی خان فراهانی ستاره بی‌نظیری در تاریخ ایران‌زمین بود که صدارت باکفایتش تحمل خیلی‌ها را طاق کرد و سرانجام حکم قتل او را از ناصرالدین شاه گرفتند. مقبره امیرکبیر در شهر کربلای معلی می باشد.

درباره محل خاکسپاری امیرکبیر همه منابع تاریخی اجماع دارند که پیکر میرزا تقی خان امیرکبیر را ابتدا در همان کاشان دفن کردند. به گفته میرزا جعفر حقایق‌نگار خورموجى، پیکر امیر را روز بعد از شهادت به قبرستان “پشت مشهد” کاشان بردند و به رسم امانت کنار قبر “سید محمد تقی پشت مشهدی” از علمای مشهور کاشان به خاک سپردند. اما چند ماه بعد، با پیگیری‌های “عزت‌الدوله” همسر امیرکبیر، که نقش بزرگی کنار مجاهدت و پایداری امیر داشت و می دانست جسم بی جان او نیز نباید نزد شاهان قاجار باشد، کالبد امیر را به کربلای معلی منتقل نموده و دفن کردند تا روح این بزرگمرد ایران زمین برای همیشه در رواق شرقی حرم مطهر سیدالشهداء(ع) آرام گیرد.

هرچند اینكه چرا او را به كربلا بردند و اینكه چطوری در آن زمان جسد این مرد بزرگ را با امكانات محدود آن زمان به عراق منتقل كرده اند؛ هنوز هم جای سوال است. اما چیزی كه بیش از همه مایه شرمندگیست این است كه اكثر قریب به اتفاق ایرانی ها نمی دانند مزار این اسطوره تاریخ كجاست. تا زمانی كه روابط ایران و عراق تیره بود و كسی حق سفر به كربلا را نداشت شاید این ندانستن توجیه داشت ولی امروزه با سفرهای متعدد مردم به عراق و كربلا جای بسی تاسف است كه حتی یكی از كسانی كه از کربلا بر می گردد نمی داند كه امیركبیر (صدر اعظم ایران در زمان ناصر الدین شاه) هم در آنجا دفن بوده است. بزرگمردی كه با دسیسه های یك سری وطن فروش و طماع در حمام فین كاشان به قتل رسید و بسیاری از داشته های امروزمان را مدیون او هستیم. امید است عموم ایرانیان، آرامگاه او را نیز زیارت کنند تا همگان بدانند که کنار سرور و سالار شهیدان، آزادگانی بزرگ نیز عاشقانه آرمیده اند !

منبع : گروه تاریخ مرندمروری بر زندگینامه میرزا محمدتقی خان امیرکبیر
برچسب ها : امیرکبیر ,صدارت ,میرزا ,ناصرالدین ,امیر ,کشور ,میرزا محمدتقی ,دیگر اقدامات ,اقدامات امیرکبیر ,تلاش برای ,کربلای معلی ,دیگر اقدامات امیرکبیر ,زن

قصه در تاریخ و تاریخ در قصه

:: قصه در تاریخ و تاریخ در قصه

 

تجدد، حیات اجتماعی و فکری جوامع را به شکل هایی اساسی دگرگون می کند و در همین حال مفاهیم و نهادهایی تازه برمی سازد. بیش از هرچیز شاید تجدد را بتوان همزاد انقلاب علمی و برآمدن عصر خرد نقاد دانست. نه تنها علوم فیزیک و کیهان شناسی (و به تدریج همه علوم)، پایه و منطق و زبان و پیش فرض هائی نو را پذیرفتند - آنچه توماس کوهن از آن به عنوان پیدایش یک نمونه اعلاء (PARADIGM) تازه یاد می کند بلکه به تدریج تاریخ و علوم اجتماعی و انسانی هم سودای "علمیت" یافتند. نوعی سلسله مراتب معرفتی پدیدار شد که در بالاترین مرتبه مطلوبش علم و عینیت بود. در نازل ترین مقامش هم ادبیات و قصه و روایات به اصطلاح"ذهنی شان" قرار داشت. علم با "داده" و "نظریه" سر و کار داشت و هنر و قصه با گمانه و حکایت. اولی ثابت و تغییرناپذیر و منادی و مبتنی بر یقین بود (گرچه آغاز روش علمی، به گفته دکارت، شک بود) و دومی، روایاتی عارضی و تغییرپذیر و نسبی عرضه می‌کرد.

در قرن نوزدهم، این فرایند به اوج خود رسید. اثبات گرایی بر همه عرصه های تحقیق سایه انداخت. کار تاریخ گردآوری و تنظیم "داده های" اثباتی بود. و به قول هانا آرنت، متفکر پرآوازه قرن بیستم، عینیت در تعقل و تحقیق مستلزم کسوف کامل ذهنیت فردی بود. چون منزلت فیزیک و علوم طبیعی و ریاضیات به سان "علوم پایه" به اوج رسیده بود. تاریخ و علوم اجتماعی نیز کباده کش معرکه اثبات گرایی شدند. تاریخ هر روز تخصصی تر شد. هر روز بیشتر می خواست از علایم و نشانه های علم به ویژه زبان ارقام و نمودارها بهره بجوید. هر روز هم زبان روایت تاریخی، به اقتضای این گمان که هر علمی زبان و واژگان خاص خود را دارد انتزاعی تر، مفاهمیمش مجردتر و بافت کلی روایتش تر «سرد و بارد تر» می شد.Image copyright xinhua Image caption در همان سده نوزدهم روایت دیگری....

منبع : گروه تاریخ مرندقصه در تاریخ و تاریخ در قصه
برچسب ها : تاریخ ,علوم ,زبان ,اجتماعی ,اثبات گرایی ,علوم اجتماعی

کنفرانس گوادلوپ؛ ژنرال هایزر، انقلاب ۵۷

:: کنفرانس گوادلوپ؛ ژنرال هایزر، انقلاب ۵۷

 

 

حدود چهار دهه از انقلاب بزرگ ضدسلطنتی می‌گذرد و با اینکه شماری از رخدادهای مربوط به آن زیر نور قرار گرفته؛ و اسنادش منتشر شده‌است‌، اما هنوز برخی، سیاست حقوق بشر کارتر، کنفرانس گوادلوپ و مأموریت ژنرال هایزر را باعث و بانی آن معرفی می‌کنند. غافل از اینکه شرط خارجی به اعتیار مبنا است که وارد عمل می‌شود.سیاست حقوق بشر کارتر بمثابه شرطی خارجی مؤثّر بود. کنفرانس گوادلوپ و مأموریت ژنرال هایزر هم به این یا آن واقعه؛ سمت و سو داد، اما عامل اصلی تغیبر، آتش زیر خاکستر در جامعه ایران بود که به خیزش و خروش مردم ایران انجامید و آنان درست یا غلط با نظام شاهنشاهی درافتادند.موارد دیگری چون:

• سخن آندرویانگ نماینده ایالات متحده در سازمان ملل متحد که آشکارا از آیت‌الله خمینی و جنبش او طرفداری می‌کرد،

• دامن‌زدن به اخبار مربوط به ایران توسط بخش فارسیِ بی بی سی، در گرماگرم انقلاب...

• نامه صادق قطب زاده به نماینده دولت فرانسه که با رهنمود آبت‌االه خمینی نوشته شد تا در کنفرانس گوادلوپ ارائه شود،

• گفتگوی دکتر ابراهیم یزدی با وارن زیمرمن رئیس بخش سیاسی سفارت آمریکا در فرانسه (در رستوران کوچکی نزدیک نوفل نوتاشو)،

• گفتگوهای امثال ویلیام سولیوان و استمپل با نمایندگان آیت‌الله خمینی،

همه و همه معلول، (و نه علّتِ) انقلاب بود.

ضمناً در آن شرایط مردم ایران نه به چریک‌های فلسطینی و نه به هیچ گروه خارجی نیاز نداشتند که به جای آنان کاری کنند. هر چه بود، خوب یا بد، حاصل چند دهه تلاش و مبارزه مردم ایران بود و بس.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــ

جیمی کارتر و همفکرانش؛ گرچه خطِ کمسیونِ سه جانبه

منبع : گروه تاریخ مرندکنفرانس گوادلوپ؛ ژنرال هایزر، انقلاب ۵۷
برچسب ها : انقلاب ,کنفرانس ,مردم ,خارجی ,گوادلوپ ,ژنرال ,مردم ایران ,کنفرانس گوادلوپ ,ژنرال هایزر ,مأموریت ژنرال ,سیاست حقوق ,مأموریت ژنرال هایزر

تصاویر/"گوادلوپ"، پایان امید‌های محمدرضاشاه

:: تصاویر/"گوادلوپ"، پایان امید‌های محمدرضاشاه
تصاویر/"گوادلوپ"، پایان امید‌های محمدرضاشاه

37 سال پیش در چنین روزی سران چهار کشور جهان در جزایر "گوادلوپ" برای آخرین بار قبل از وقوع انقلاب گردهم آمدند تا درباره شاه و بحران ایران تصمیم‌گیری کنند؛ گرچه آنها تصمیم گرفتند با خروج شاه از ایران بحران را کنترل و از تشکیل یک حکومت اسلامی جلوگیری کنند اما یک ماه بعد همه چیز بر خلاف اراده آن‌ها رقم خورد.

به گزارش فرادید،یک ماه مانده به انقلاب اسلامی اوضاع ایران بیش از پیش بحرانی شده بود و با نمایان شدن ناتوانی دولت بختیار در کنترل اوضاع سران چهار کشور جهان به پیشنهاد رئیس جمهور فرانسه برای چاره جویی در جزایر "گوادلوپ" در شرق دریای کارائیب زیر آلاچیقی گردهم آمدند.

ژیسکار دستن رئیس جمهور وقت فرانسه از آنجا که کشور پذیرای آیت الله خمینی رهبر کبیر انقلاب بود سعی می کرد نقش میانجی در بحران را بازی کند و برای همین در اوایل دی ماه دعوتنامه‌هايي براي جيمي‌كارتر رئيس جمهور آمريكا، جيمز كالاهان نخست‌وزير انگلستان و هلموت اشميت صدراعظم آلمان فرستاد و از آنها دعوت کرد تا در نشستی مشترک دیدگاه‌های خود را برای حل بحران و حفظ منافع مشترکشان در ایران مطرح کنند.گرچه گزارشات سرویس های اطلاعاتی فرانسوی گویای آن بود که شاه دیگر.......

منبع : گروه تاریخ مرندتصاویر/"گوادلوپ"، پایان امید‌های محمدرضاشاه
برچسب ها : بحران ,گوادلوپ ,جمهور ,انقلاب ,کشور ,جزایر گوادلوپ ,گردهم آمدند ,رئیس جمهور ,کشور جهان ,چهار کشور ,پایان امید‌های محمدرضاشاه

روزنامه انگلیسی گاردین تصاویر دیده نشده‌ای از کودتای ۲۸ مرداد منتشر کرد

:: روزنامه انگلیسی گاردین تصاویر دیده نشده‌ای از کودتای ۲۸ مرداد منتشر کرد
 

روزنامه انگلیسی گاردین برای اولین بار تصاویری از کودتای ۲۸ مرداد منتشر کرد.

به گزارش میزان، روزنامه گاردین در گزارش خود نوشت این تصاویر برای اولین بار است که منتشر میشود که توسط دکتر ویلیام آرتور کرام William Arthur Cram افسر آموزش سابق سفارت آمریکا در تهران گرفته شده است. بنابراین گزارش کودتای ۲۸ مرداد توسط سرویس مخفی انگلیس و سازمان سیا جهت حفظ منافع نفتی غرب در ایران انجام شد.

 

تصاویر دیده نشده از کودتای 28 مرداد
دکتر مصدق و سفیر وقت روسیه در تهران
تصاویر دیده نشده از کودتای 28 مرداد
تصاویر دیده نشده از کودتای 28 مرداد
تصاویر دیده نشده از کودتای 28 مرداد
تصاویر دیده نشده از کودتای 28 مرداد
تصاویر دیده نشده از کودتای 28 مرداد
تصاویر دیده نشده از کودتای 28 مرداد
تصاویر دیده نشده از کودتای 28 مرداد
تصاویر دیده نشده از کودتای 28 مرداد
تصاویر دیده نشده از کودتای 28 مرداد
تصاویر دیده نشده از کودتای 28 مرداد
تصاویر دیده نشده از کودتای 28 مرداد
تصاویر دیده نشده از کودتای 28 مرداد
تصاویر دیده نشده از کودتای 28 مرداد
تصاویر دیده نشده از کودتای 28 مرداد
روزنامه انگلیسی تصاویر دیده نشده‌ای از کودتای 28 مرداد منتشر کرد + تصاویر
منزل دکتر مصدق
منبع : گروه تاریخ مرندروزنامه انگلیسی گاردین تصاویر دیده نشده‌ای از کودتای ۲۸ مرداد منتشر کرد
برچسب ها : گزارش ,دکتر ,منتشر ,مرداد ,گاردین ,کودتای ,دکتر مصدق ,مرداد منتشر ,برای اولین ,انگلیسی گاردین ,روزنامه انگلیسی ,روزنامه انگلیسی گاردین

ملک‌الشعرای بهار و شعر و ترانه وطنی

:: ملک‌الشعرای بهار و شعر و ترانه وطنی

ملک‌الشعرای بهار و شعر و ترانه وطنی

 

اردیبهشت ماه امسال یکصد و سی سال از تولد و شصت و پنج سال از درگذشت محمد تقی بهار، ملک‌الشعرا، قله سترگ ادبیات معاصر ایران می‌گذرد. بهار را می توان فرهنگمردی برای تمام فصول نامید.

او از آغاز مشروطیت به مبارزان راه آزادی پیوست و با عضویت در انجمن انقلابی سعادت به ستیز با استبداد پرداخت. بعد در حزب دموکرات ایران در مشهد به عضویت کمیته ایالتی برگزیده شد و روزنامه نوبهار را به راه انداخت. مقالات آزادیخواهانه و استبداد شکن او در نو بهار آن‌چنان محبوبیتی برایش فرهم آورد که از سوی مردم درگز و کلات به نمایندگی مجلس سوم برگزیده شد.

بهار با آن‌که بارها توقیف و زندان و تبعید استبداد را تجربه کرده بود هرگز از آزادیخواهی و تجدد طلبی کناره نگرفت. نه تنها خودکامگان و دشمنان آزادی هدف حملات کوبنده بهار بودند که او در جبهه موازی دیگر با ریاکاران مذهبی و واپسگرایان قشری می‌جنگید. به باور او تا هنگامی که اینان جهل و خرافات را در جامعه می‌پراکنند نبرد با استبدادیان به جائی نخواهد رسید.

محمد رضا شفیعی کدکنی بهار را مدیحه سرای آزادی و وطن نام داده است. غلامحسین یوسفی نوشته است: "بهار از تاریخ ایران مایه‌ها اندوخته بود و از سر وطن دوستی به آن عشق می‌ورزید."

ماشاءاله آجودانی آزادی و وطن را چون تکیه کلامی مستمر در شعر بهار جستجو کرده است: "طبل آزادی، مرگ آزادی، گلبانگ آزادی، جویبار آزادی، شاخه آزادی، سرو آزاد وطن، لیلای وطن، چراگاه وطن، خاکستر وطن، گنج وطن....لوح وطن و ..."

قدرت تسخیر

بهار اندیشمندی همه جانبه بود. در همه زمینه‌ها اندیشیده، در همه مقوله‌ها قلم زده و در همه شکل و شیوه ها نوشته و سروده است. ولی با این همه آن چه به دانایی‌ها و توانایی‌های او درخششی کمیاب بخشیده آرمان های انسانی اوست.

بهار جان شیفته آزادی و عاشق پر شور ایران بود و برای رهائی آن از جهل و استبداد می‌جنگید. عشق به وطن که از جان شیفته‌اش برمی‌خاست تا ژرفای جان مردمان از هر لایه اجتماعی تاثیر می نهاد و به شعر او به گفته شفیعی کدکنی قدرت تسخیر می‌داد. همین قدرت تسخیر بود که او و ابوالقاسم عارف قزوینی را در صدر شاعران مشروطیت می‌نشانید. همین قدرت تسخیر است که میان بهار و ایرج و دیگر شاعران مشروطیت تفاوت ایجاد می کند.

شفیعی کدکنی تاثیر گذاری شعر بهار را در جامعه از نوادر حوادث تاریخ شعر فارسی می‌داند. شعر بهار تا آخرین روزهای حیاتش همواره در اوج زندگی و در پیوند با نبض جامعه بوده و هرگز به ابتذال و سستی و تکرار که از ویژگی های دیگران در سنین کهولت و پیری است گرفتار نشده است.

نکته دیگری که به باور شفیعی کدکنی در شعر بهار جلوه‌ای درخشان دارد تنوع اقالیم شعری اوست. بهار در حوزه‌های مختلف کار کرده. از وصف طبیعت و خشم و خروش انقلابی و سیاسی تا قلمرو وطنیات که حوزه اصلی شعر اوست. قصیده به یاد وطن نمونه برجسته‌ای از این وطنیه‌ها به شمار می‌رود. شفیعی حتی "حبسیه‌ها"ی بهار را بر حبسیه‌های مسعود سعد سلمان رجحان می نهد.


نکته دیگری که بر اهمیت شعر بهار می افزاید این است که "او بخش مهمی از تجربه های قدمائی خود را به خدمت مسائلی درآورده که قدما از پرداختن به آن ها محروم بوده‌اند. به بیان دیگر ساخت قدیمی شعر را که در خدمت هجو و مدح و اخلاق بوده به قلمرو گسترده ای از مسائل سیاسی، اجتماعی و فرهنگی عصر جدید آورده است. در نتیجه اگر چه ساختار شعر او همان شعر قدمائی است ولی در اثر ترکیب با عوالم روحی انسان عصر جدید بافت تازه‌ای به خود گرفته و نوعی سبک شخصی برای او پدید آورده است. البته سبک شخصی در تاریخ شعر فارسی چیزی است که تا روزگار نیما بسیار اندکیاب است."

بهره‌گیری از ترانه

بهار از همه رسانه‌های فرهنگی موجود در زمان خود بهره می‌گرفت تا پیام‌های انسانی خود را به جامعه ابلاغ کند. حتی به سراغ موسیقی و ترانه رفته بود. تصنیف یا ترانه در زمان او در میان ادیبان ارج و قربی نداشت و پرداختن به آن دون شان‌‌شان به شمار می رفت.حتی ایرج برای خوار کردن عارف، او را تصنیف‌ساز خطاب می‌کند.

در حالی‌که با توجه به انبوه گسترده مخاطبان رسانه با ارزشی تلقی می‌شود و برخی از آهنگسازان دوره مشروطیت چون درویش خان، رکن‌الدین خان و حسام‌السلطنه مراد، و مرتضی نی داوود شماری ترانه پدید آوردند که مرغ سحر در صدر آن‌ها نشسته است.

در دیوان دو جلدی بهار متن چهارده ترانه چاپ شده ولی بی‌تردید تعداد ترانه‌ها‌ی او بیش از این‌هاست که همه آن‌ها را می‌توان وطنیه به شمار آورد. بهار نیز چون عارف در همه شعرها و ترانه‌ها یا دست کم مصراعی از آن‌ها به یاد وطن می‌افتد. بزرگ ترین وطنیه بهار به یاد وطن نام دارد که در آن به همه گوشه‌های تاریخ ایران سرک کشیده، از پیروزی‌ها شادمان و از شکست‌ها اندوهگین شده است.

در یاد وطن، لِزنیه نیز نام دارد چرا که آن‌را در آسایشگاه مسلولین در دهکده لزن در سویس سروده است. در این قصیده بلند بهار دیروز و امروز ایران را به رویارویی با یکدیگر می‌کشاند:

امروز چه کردیم که در صورت و معنا/ دادیم ز کف تربیت سر و عَلَن را/

ایران بود آن چشمه صافی که به تدریج/ بگرفته لجن تا گلو و زیر و ذقن را/

یارب تو نگهبان دل اهل وطن باش/ کامید به ایشان بود ایران کهن را/

و اما در میان ترانه‌های وطنی نیروی ذوق و شوق آهنگسازانی چون درویش خان سبب پدید آمدن شش وطنیه موسیقیائی شده است:مرغ سحر، بهار دلکش، ز من نگارم خبر ندارد و عروس گل‌ها (در جریان رفع حجاب)، و باد خزان شهرت بیشتری یافته است.

بازگردیم به مرغ سحر که تاثیرگذارترین ترانه تمثیلی- سیاسی بهار به شمار می‌رود. پس از حدود نود سال که از عمرش می‌گذرد هنوز نیروی تسخیر خود را حفظ کرده است. مرغ سحر را شمار زیادی از خوانندگان در تنظیم‌های مختلف خوانده‌اند ولی نخستین خواننده آن بر خلاف نظر رایج نه قمرالملوک وزیری که ایران‌الدوله هلن بوده است. عده‌ای انگیزه سرودن آن‌را تاثیر جنبش مشروطیت عنوان کرده‌اند. عده‌ای دیگر ولی آن را در مخالفت با دیکتاتوری رضا شاهی تلقی می‌کنند.

نکته دیگری در مورد مرغ سحر باقی مانده و آن روایتی‌ست از خود بهار. بهار گفته که در متن ترانه ابتدا سروده است: شام تاریک من را سحر کن/ ولی یک شب شنیده است که رهگذری در کوچه به جای آن می‌گوید، شام تاریک ما را سحر کن/ او هم متن را به همین شکل شنیده و اصلاح کرده است. در اجراهای بعدی ترانه، من‌ها به ما تبدیل شده است.

گفتنی است که بند دوم مرغ سحر یک مانیفست تند و تیز سیاسی است:

عمر حقیقت به سر شد/ عهد و وفا بی‌ثمر شد/ ناله عاشق ناز معشوق بی اثر شد/

راستی و مهر و محبت فسانه شد/ قول و شرافت همگی از میانه شد/

از پی دزدی وطن و دین بهانه شد/ دیده تر شد/

ظلم مالک جور ارباب/ زارع از غم گشته بی‌تاب/

ساغر اغنیا پر می ناب/ جام ما پر ز خود جگر شد/

یکی از ترانه‌های بهار که در دیوان او آمده، ای چرخ نام دارد. این همان ترانه انقلابی عارف قزوینی است با مطلع از خون جوانان وطن. یادمان آمد که این ترانه از همان آغاز مشروطیت مورد اختلاف بهار و عارف بوده است. هر یک دیگری را به سرقت ادبی متهم می‌کردند. آخر هم روشن نشد که حق با کی است.

منبع : گروه تاریخ مرندملک‌الشعرای بهار و شعر و ترانه وطنی
برچسب ها : بهار ,ترانه ,مشروطیت ,تسخیر ,شفیعی ,کرده ,شفیعی کدکنی ,قدرت تسخیر ,نکته دیگری ,عارف قزوینی ,شاعران مشروطیت